<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/" xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom" version="2.0">
  <channel>
    <title>تحقیقات منابع آب ایران</title>
    <link>https://www.iwrr.ir/</link>
    <description>تحقیقات منابع آب ایران</description>
    <atom:link href="" rel="self" type="application/rss+xml"/>
    <language>fa</language>
    <sy:updatePeriod>daily</sy:updatePeriod>
    <sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
    <pubDate>Fri, 20 Feb 2026 00:00:00 +0330</pubDate>
    <lastBuildDate>Fri, 20 Feb 2026 00:00:00 +0330</lastBuildDate>
    <item>
      <title>برآورد آبدهی رودخانه مبتنی بر الگوریتم دورسنجی geoBAM و مدل‌سازی هیدرولیکی؛ مطالعه موردی رودخانه کارون</title>
      <link>https://www.iwrr.ir/article_228904.html</link>
      <description>روش‌های نوین مبتنی بر سنجش از دور به عنوان راهکاری مؤثر برای جبران کمبود داده در سال‌های اخیر توسعه یافته‌اند. این پژوهش با هدف تخمین دبی رودخانه از طریق الگوریتم مبتنی بر سنجش از دور geoBAM در دو حالت دسته‌بندی خبره و بدون نظارت انجام شده‌است. این الگوریتم مبتنی بر رویکردMcFLI و ویژگی‌های ریخت‌شناسی رودخانه عمل می‌کند. به منظور تأمین داده‌های اولیه، عرض آبراهه از تصاویر ماهواره‌ای و سایر داده‌های مورد نیاز از نتایج مدل هیدرولیکیHEC-RAS به دست آمد. در این مطالعه، 17 تصویر Landsat 8 و 78 تصویر Sentinel-2 ثبت شده در سال آبی 18-2017 برای تحلیل بخش فاقد انشعاب و پیچان‌رود از رودخانه کارون (بین ایستگاه‌های ملاثانی و اهواز) مورد استفاده قرار گرفتند. نتایج حاصل از اعتبارسنجی سری زمانی دبی رودخانه با داده‌های ایستگاه هیدرومتری ملاثانی نشان داد که الگوریتم مورد استفاده در هر دو حالت دسته‌بندی، هنگام به‌کارگیری عرض‌های استخراج‌شده از تصاویر Sentinel-2، دقت بالاتری نسبت به استفاده از تصاویرLandsat 8 دارد (ضریب نش-ساتکلیف 0.53 در مقابل 0.2 و 0.74 در مقابل 0.14 به ترتیب در حالت خبره و بدون نظارت). نتایج نشان داد که قدرت تفکیک بالاتر مکانی و زمانی Sentinel-2، منجر به دقت بیشتر و کاهش خطای تخمین دبی نسبت بهLandsat 8 شده است. عملکرد بهتر حالت بدون نظارت در حالت استفاده از داده‌های Sentinel-2 می‌تواند ناشی از عدم تطابق برخی پیش‌فرض‌های خبره با شرایط محلی منطقه مورد مطالعه باشد. بطور کلی می توان گفت بکارگیری داده‌های ماهواره‌ای برای براورد آبدهی رودخانه‌های کشور می‌تواند به عنوان یک روش مکمل اندازه‌گیری‌های زمینی توصیه شود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>واکاوی عوامل ناکارآمدی سیاست‌های ارتقای بهره‌وری آب در بخش کشاورزی ایران</title>
      <link>https://www.iwrr.ir/article_228903.html</link>
      <description>یکی از مولفه‌های‌ پایداری اقتصادی و اجتماعی وابسته به امنیت آبی، امنیت غذایی است. اقلیم خشک و نیمه‌خشک و کاهش قابل توجه منابع آبی تجدیدپذیر ایران، چالشی جدی در تأمین پایدار مواد غذایی را ایجاد نموده است. در چنین شرایطی، ارتقای بهره‌وری آب کشاورزی ضرورتی اجتناب‌ناپذیر است که تضمین‌کننده تولید کافی و پایدار محصولات کشاورزی خواهد بود. در این پژوهش، به تحلیل &amp;amp;laquo;سند ملی آمایش سرزمین&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;سند ارتقای بهره‌وری بخش کشاورزی&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;سند دانش‌بنیان امنیت غذایی&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;نقشه راه آب کشور&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;قانون برنامه پنج‌ساله هفتم پیشرفت&amp;amp;raquo;، مقایسه آن‌ها با اسناد مرتبط سایر کشورها و بررسی علل ناکارآمد بودن این سیاست‌ها پرداخته شده است. نتایج تحلیل کیفی نشان می‌دهد که عامل &amp;amp;laquo;ضعف حکمرانی و نبود هماهنگی نهادی&amp;amp;raquo; با سهم 02/32% و تأکید در تمامی پژوهش‌های مورد بررسی، مهم‌ترین چالش شناسایی‌شده است. پس از آن، عواملی مانند &amp;amp;laquo;سیاست‌های سطحی&amp;amp;raquo; با81/15%، &amp;amp;laquo;ابزارهای ناکارآمد اقتصادی&amp;amp;raquo; با 61/15% و &amp;amp;laquo;زیرساخت فنی و اطلاعاتی ضعیف&amp;amp;raquo; با 22/15% قرار دارند، که همگی بازتاب‌دهنده موانع ساختاری و مدیریتی نظام سیاست‌گذاری‌ می‌باشند. از طرفی، عامل &amp;amp;laquo;کمبود منابع مالی&amp;amp;raquo; تنها با 19/1% سهم توجه کمتری را به خود جلب کرده است و به نظر می‌رسد لازم است در آینده بیشتر مورد بررسی قرار گیرد. یافته‌های این پژوهش با تمرکز بر &amp;amp;laquo;ضعف حکمرانی و نبود هماهنگی نهادی&amp;amp;raquo; به‌عنوان عامل محوری ناکارآمدی سیاست‌های بهره‌وری آب، راه‌حل‌های مسئله را به‌صورت هدفمند و متمرکز بر اصلاح ساختارهای نهادی و بهبود تعاملات سازمانی پیشنهاد می نماید.</description>
    </item>
    <item>
      <title>ارزیابی پایداری منابع آب سطحی و زیرزمینی در حوضه آبریز زایندهرود</title>
      <link>https://www.iwrr.ir/article_228902.html</link>
      <description>در این پژوهش، وضعیت پایداری منابع آب سطحی و زیرزمینی در حوضه آبریز زاینده‌رود با استفاده از شاخص چندمتغیره منابع آب (MWRI) ارزیابی شده است. این شاخص از ترکیب سه پارامتر کلیدی شامل میانگین بارندگی، حجم آب سطحی در دسترس و حجم آب زیرزمینی قابل بهره‌برداری، با بهره‌گیری از روش وزن‌دهی آنتروپی به‌دست آمده است. به‌منظور تحلیل دقیق‌تر پایداری، سه مؤلفه عملکردی شامل قابلیت اعتماد، برگشت‌پذیری و آسیب‌پذیری سیستم برای هر زیرحوضه محاسبه و شاخص اولیه پایداری استخراج شد. نوآوری پژوهش حاضر افزودن عامل روند زمانی شاخص منابع آب، با استفاده از آزمون من-کندال، به مدل پایه پایداری است، که منجر به تعریف یک شاخص پایداری اصلاح‌شده گردید. در این مطالعه با استفاده از داده‌های ۲۰ ساله بارش، حجم جریان سطحی و تغییرات سطح ایستابی، شاخص ترکیبی پایداری منابع آب توسعه داده شد. پنج زیرحوضه شامل بوئین‌میاندشت (بالادست سد) و چهار زیرحوضه پایین‌دست شامل لنجانات، نجف‌آباد، اصفهان برخوار و کوهپایه سگزی در این بررسی لحاظ شده‌اند. نتایج نشان داد که تنها زیرحوضه بوئین‌میاندشت با شاخص پایداری اصلاح‌شده 0.31 در وضعیت قابل قبول قرار دارد، در حالی‌که سایر زیرحوضه‌ها دارای مقادیر بسیار پایین (کمتر از 0.001) و در وضعیت ناپایدار هستند. این یافته‌ها با مشاهدات میدانی و کاهش محسوس منابع آبی در پایین‌دست سد زاینده‌رود انطباق دارند و بیانگر لزوم بازنگری در مدیریت منابع آب منطقه هستند. کاربرد شاخص MWRI در این تحقیق چارچوبی مؤثر برای ارزیابی یکپارچه پایداری منابع آبی در سطح حوضه فراهم می نماید.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل نقش سرمایه اجتماعی و جایگاه زنان در مدیریت جامع حوزه آبخیز (مطالعه موردی شهرستان آق‌قلا)</title>
      <link>https://www.iwrr.ir/article_228591.html</link>
      <description>پژوهش حاضر با هدف بررسی سرمایه اجتماعی و نقش زنان در مدیریت جامع حوزه آبخیز در شهرستان آق‌قلا انجام شد. روش مورد استفاده تحلیل شبکه اجتماعی بود که بر دو بُعد اعتماد و مشارکت میان اعضای محلی تمرکز داشت. برای جمع‌آوری داده‌ها، پرسشنامه‌ای میان ۴۰ تن از اعضای کانون‌های توسعه روستایی در هر سه روستا هدف پژوهش توزیع و جمع‌آوری شد. نتایج نشان داد ساختار شبکه‌های اجتماعی تأثیر مهمی بر انسجام اجتماعی و مدیریت کارآمد منابع طبیعی دارد. در روستاهایی که شبکه‌ها از انسجام و پیوندهای دوسویه قوی برخوردار بودند، همبستگی اجتماعی، همکاری محلی و انتقال دانش بومی بیشتر مشاهده شد. در مقابل، جوامعی با شبکه‌های پراکنده و وابسته به افراد واسطه، از انسجام و مشارکت کمتری برخوردار بودند و مدیریت منابع طبیعی چالش‌برانگیزتر بود. همچنین، براساس یافته‌ها، زنان با وجود محدودیت‌های فرهنگی، در مرکز شبکه‌های اعتماد قرار دارند و نقش مهمی در تقویت همبستگی اجتماعی و تسهیل همکاری‌ها ایفا می‌کنند، در حالی که مردان بیشتر در جایگاه‌های واسطه‌گر فعالیت می‌کنند. این تمایز جنسیتی بر ضرورت بهره‌گیری از ظرفیت‌های مکمل زنان و مردان در مدیریت منابع طبیعی تأکید می‌کند. پژوهش بر اهمیت شناخت بُعد جنسیتی ساختار شبکه‌های اجتماعی برای بهبود مدیریت مشارکتی حوزه‌های آبخیز تاکید دارد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تقویت رفتار حفظ آب: نقش مسئولیت زیست‌محیطی و احساسات در پایداری آب شهری</title>
      <link>https://www.iwrr.ir/article_228590.html</link>
      <description>مسئولیت زیست‌محیطی و احساسات مثبت به‌عنوان عوامل کلیدی در شکل‌دهی رفتارهای بهینه مصرف‌کننده و تصمیم‌گیری‌های مدیریتی، می‌تواند تاثیر قابل توجهی بر حفظ و کاهش بحران‌های آب در جوامع مختلف داشته باشد. این پژوهش با هدف بررسی تأثیر مسئولیت زیست‌محیطی، درک ریسک و احساسات مثبت بر رفتار حفظ آب انجام شد. با استفاده از روش همبستگی و علی_رابطه‌ای و مدل‌سازی معادلات ساختاری، روابط بین متغیرهای کلیدی پژوهش مورد تحلیل قرار گرفت. جامعه آماری، کلیه مصرف‌کنندگان آب شهری در تبریز بوده و داده‌ها از طریق پرسش‌نامه جمع‌آوری و تحلیل‌ها با نرم‌افزار SPSS 26و STATA 17 انجام شد. بر اساس نتایج مسئولیت زیست‌محیطی و درک ریسک تأثیر مثبت و معنی‌داری بر احساسات مثبت دارند و احساسات مثبت نقش میانجی‌گری در ترویج رفتارهای حفظ آب ایفا می‌کند. رفتارهای حفظ آب، نتیجه تعامل عوامل روان‌شناختی و اجتماعی هستند و تقویت حس مسئولیت‌پذیری زیست‌محیطی و آگاهی از مخاطرات، می‌تواند رفتارهای مثبت زیست‌محیطی را تقویت کند. بر اساس نتایج، چندین توصیه‌ سیاستی از جمله: ایجاد کمپین‌های آگاهی‌بخشی عمومی، تشویق به مسئولیت‌پذیری از طریق مشوق‌های مالی و غیرمالی و ترویج رفتارهای مثبت زیست‌محیطی از طریق آموزش‌های رسمی ارائه شد که می‌تواند به بهبود رفتارهای زیست‌محیطی و کاهش مصرف بی‌رویه آب کمک کند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>ارزیابی عدم قطعیت و قابلیت اطمینان شاخص‌های موثر بر ظرفیت برد منابع آب</title>
      <link>https://www.iwrr.ir/article_230654.html</link>
      <description>مدیریت منابع آب پایدار مستلزم ایجاد تعادل بالقوه در معادله بیلان آب برای دستیابی به اهداف توسعه پایدار است. هدف این مطالعه بررسی اعمال عدم قطعیت و قابلیت اطمینان بر شاخص‌های موثر در ظرفیت برد منابع آب (WRCC) در حوضه آبریز قرنقو با استفاده از ترکیب تئوری خاکستری، آنتروپی و اعداد Z است. یک مدل پویایی‌شناسی سیستم (SD) برای بررسی بازخورد زیرسیستم‌های محیطی، اقتصادی و اجتماعی ساخته شد. از مدل SD ده شاخص مؤثر بر WRCC شناسایی شد. که برخی ماهیت مثبت و برخی ماهیت معکوس داشتند. این شاخص‌ها شناسایی شده، با استفاده از ادغام اعدادZ در تئوری خاکستری و آنتروپی وزن‌دهی شد. سپس مقادیر WRCC در بازه 2000-2020 استخراج و متغیرهای زبانی در مقادیر بدست آمده اعمال شد. نتایج حاکی از تغییر وضعیت WRCC حوضه از حالت فقیر (P) در سال 2000 به حالت خوب (G) در سال 2020 بوده و در سال‌های اخر این وضعیت خوب (G) با قابلیت اطمینان قابل قبول (F) همراه است. به منظور رتبه‌بندی شاخص‌های موثر بر WRCC از روش Z-TOPSIS استفاده گردید. نتایج حاصل نشان از کسب رتبه اول توسط شاخص جمعیت و جایگاه‌های بعدی توسط شاخص‌های محیطی نظیر اراضی کشاورزی و تبخیر و تعرق است. رتبه‌بندی حاصل از روش Z-TOPSIS برای شاخص‌ها، با مفهوم WRCC سازگاری بیشتری دارد. این مطالعه اهمیت یکپارچه‌سازی قابلیت اطمینان و عدم قطعیت بر اساس متغیرهای زبانی را در ارزیابی‌های منابع آب برجسته می‌کند و استفاده نوآورانه از اعداد Z و آنتروپی خاکستری را در مدیریت مسائل آب افزایش می‌دهد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل احتمال وقوع توأم و شرطی سیلاب و بارش‌های حدّاکثری روزانه با استفاده از توابع مفصل: مطالعه موردی حوضه‌ آبخیز کن، تهران</title>
      <link>https://www.iwrr.ir/article_233085.html</link>
      <description>در دهه‌های اخیر، وقوع مکرر سیلاب‌های مخرب در حوضه‌ی آبخیز کن واقع در غرب تهران، ضرورت تحلیل دقیق‌تر روابط میان بارش و رواناب را آشکار ساخته است. هدف از این پژوهش، بررسی وابستگی آماری بین دبی اوج لحظه‌ای سالانه و بارش‌های حداکثری روز وقوع سیلاب در بازه‌های زمانی ۲۴، ۴۸ و ۷۲ ساعته با استفاده از توابع مفصل است. پس از تعیین همبستگی بین متغیرها با آزمون‌های کندال و اسپیرمن، بهترین توزیع‌های حاشیه‌ای و مفصل از میان مدل‌های فرانک، گامبل، کلایتون و پلاکت بر اساس آزمون کرامر فون مایزس و شاخص‌های AIC و BIC انتخاب شدند. نتایج نشان داد در زیرحوضه‌های سولقان و کیگا وابستگی قوی‌تری میان بارش و دبی وجود دارد و با افزایش مدت بارش از ۲۴ به ۷۲ ساعت، احتمال وقوع هم‌زمان بارش و سیلاب (دوره بازگشت توأم) افزایش می‌یابد. همچنین، تحلیل دوره بازگشت شرطی بیانگر آن است که عبور بارش از آستانه‌های بحرانی موجب افزایش چشمگیر دبی اوج و طولانی‌تر شدن دوره بازگشت شرطی می‌شود. این یافته‌ها نشان می‌دهد که بارش‌های بلندمدت نقش تعیین‌کننده‌ای در تولید سیلاب‌های بزرگ دارند و صرفاً شدت لحظه‌ای بارش نمی‌تواند شاخص مناسبی برای برآورد خطر سیلاب باشد. چارچوب پیشنهادی این پژوهش می‌تواند به‌عنوان ابزاری کاربردی در برآورد ریسک، طراحی سازه‌های کنترل سیلاب، تعیین اولویت اقدامات آبخیزداری و توسعه سامانه‌های هشدار زودهنگام در حوضه‌های مشابه مورد استفاده قرار گیرد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>ساختار بازار آب (تمرکز شدید در مقایسه با بازار رقابتی) با تأکید بر تأثیر آن بر تقاضا</title>
      <link>https://www.iwrr.ir/article_233474.html</link>
      <description>دتخصیص متمرکز یا متکی به بازار رقابتی، کدام رویکرد کارامدتر است؟ علی‌رغم ریشه تاریخی این سئوال در اقتصاد، برای گروهی از پژوهشگران بازار آب، همچنان جدید و مورد توجه است. در مواردی موجب دوقطبی شدن کارشناسان بخش آب‌شده است. این مقاله، ضمن صورت‌بندی مسئله از منظر علم اقتصاد، به بررسی تأثیر تغییر ساختار بازار آب بر تقاضا، از تمرکز شدید به بازار رقابتی، پرداخته است. روش تحقیق، بازتولید نظریه بهینه سازی و تخصیص بازارهای اقتصاد خرد با تمرکز بر آب به عنوان یک کالای اقتصادی است. نتایج نشان می‌دهد، در مدل نظری متکی به فروض منتخب، اصلاح ساختار با حرکت از تمرکز و تنظیم شدید به محیطی رقابتی و متکی به کشف قیمت، به تأثیر مطلق و قطعی بر تقاضای آب منجر نخواهد شد. نتیجه نهائی، متأثر از مشخصات سیستم متمرکز از یک سو و قابلیت اتکای به فروض منتخب در زمان اجراست. چنانچه نهاد متمرکز، رویکرد صیانتی (آب‌دوست) را اتخاذ نماید، نتایج حاصل با رویکرد سرکوب شدید (آب ستیز)، به کلی متفاوت است. حتی با اتخاذ رویکرد اول نیز در یک سیستم گسترده و بوروکراسی شدید، نتایج تجربی با انتظارات قبل از اجرا می تواند به طور بنیادی متفاوت باشد. از طرف دیگر، از آنجائی که مأموریت بازار تضمین کارایی تخصیص است نه ممانعت از مصرف، در حالت وجود صف انتظار تخصیص آب، ظرفیت بهینه‌سازی (مانند تغییر روش آبیاری و اصلاح الگوی کشت، صرف‌نظر از خواستگاه متمرکز یا متکی به بازار آن) به‌جای کاهش مصرف، منجر به پوشش بخشی از صف انتظار می‌شود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی تاثیر تغییرات مدت بارش و پوشش گیاهی بر میزان خطرپذیری اجزای سامانه آبرسانی با استفاده از مدل&amp;lrm;سازی هیدرولیکی</title>
      <link>https://www.iwrr.ir/article_234842.html</link>
      <description>تغییرات اقلیمی، افزایش جمعیت و افزایش ساخت و ساز در حریم رودخانه &amp;amp;lrm;ها و تخریب جنگل&amp;amp;lrm;ها و تغییر در بافت پوشش گیاهی باعث شده &amp;amp;lrm;اند که در سال&amp;amp;lrm;های اخیر فرکانس سیلاب&amp;amp;lrm;ها و شدت اثر آن&amp;amp;lrm;ها افزایش یابد. از عوامل موثر در عمق سیلاب و در نتیجه عمق آب&amp;amp;lrm;گرفتگی، پوشش گیاهی و مدت بارش هستند. در این مقاله سیلاب سال 1398 لرستان بر روی رودخانه کشکان با استفاده از نرم &amp;amp;lrm;افزار HEC-RAS مدل&amp;amp;lrm;سازی شد تا تاثیر هم&amp;amp;lrm;زمان دو عامل پوشش گیاهی و مدت بارش بر آب&amp;amp;lrm;گرفتگی ایستگاه پمپاژ سامانه آبرسانی شهر پل دختر بررسی شود. برای این منظور، سناریوهای مختلف تغییر ضریب زبری و مدت بارش در مدل اجرا شد تا تاثیر هر کدام بر عمق آبگرفتگی بررسی شود. برای تهیه این سناریوها تغییرات پوشش گیاهی منطقه مورد مطالعه تا سال 2045 با استفاده از تصاویر ماهواره&amp;amp;rlm;ای پیش&amp;amp;rlm;بینی شد. در این روش علاوه بر بررسی تغییرات عمق سیلاب، سرعت جریان نیز در محدوده مورد مطالعه بررسی شد. بر اساس نتایج حاصله، در سناریوهای مختلف، با افزایش ضریب مانینگ معادل به مقدار 2.72 درصد بین سناریوهای دارای بیشترین و کمترین ضریب زبری (از 0.0390 تا0.0403)، عمق آب&amp;amp;lrm;گرفتگی به مقدار 10.3 درصد افزایش و سرعت به مقدار 3.44 درصد کاهش یافت. در سناریوهای تغییر طول بارش، با تغییر مدت بارش به مقدار 30 درصد ( از 10- تا 20 درصد)، عمق آب&amp;amp;lrm;گرفتگی به مقدار 44 درصد افزایش و سرعت سیلاب 12.7 درصد کاهش داشت. نتایج نشان دادند که پوشش گیاهی نسبت به مدت بارش تاثیر بیشتری بر عمق و سرعت سیلاب دارد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تلفیق روش ساده و سریع یون مرجع (RIM) و تفاسیر هیدروژئوشیمی به منظور تعیین منشا نیترات آب زیرزمینی دشت ایذه، شمال شرق خوزستان</title>
      <link>https://www.iwrr.ir/article_235448.html</link>
      <description>دشت ایذه در شمال شرق خوزستان با جمعیتی بیش از ۲۰۰ هزار نفر، به دلیل قرارگیری بر روی آبخوان آبرفتی و فعالیت‌های گسترده کشاورزی و دفع فاضلاب از طریق چاهک‌های جذبی، با مشکل آلودگی نیترات در آب‌های زیرزمینی مواجه است.این مطالعه با هدف بررسی هیدروژئوشیمی آبخوان شهری ایذه، تعیین وسعت اثرات انسانی بر ترکیب شیمیایی آب زیرزمینی و ارزیابی کارایی روش ساده و سریع یون مرجع در شناسایی منابع اصلی آلودگی نیترات و برآورد سهم نسبی هر منبع انجام شد. نمونه‌برداری از ۱۹ حلقه چاه در دو فصل خشک و مرطوب انجام شد. نمودارهای هیدروشیمی، تحلیل‌های آماری شامل ضرایب همبستگی پیرسون، تحلیل عاملی و خوشه‌ای برای شناسایی عوامل موثر به کار رفت. نتایج نشان داد که هیدروشیمی آبخوان تحت تاثیر سازندهای کربناتی، آبخوان‌های کارستی مجاور و اختلاط با فاضلاب نفوذی است که منجر به افزایش کلرید و نیترات در آب زیرزمینی می‌شود. نتایج استفاده از روش یون مرجع برای تعیین منشاهای نیترات نشان داد که در فصل خشک، بیشترین سهم منشاء نیترات مربوط به فاضلاب شهری و کودهای حیوانی است. در فصل مرطوب، سهم منشاء کودهای کشاورزی افزایش می‌یابد. اعتبارسنجی نتایج RIM با نقشه کاربری اراضی نشان داد که منابع مشخص‌شده نیترات با کاربری اراضی در بالادست جریان آب‌های زیرزمینی انطباق خوبی دارند. این مطالعه قابلیت بالای روش RIM را در شناسایی منابع آلودگی نیترات تأیید کرد و پیشنهاد شد که مقادیر آستانه‌ای برای شناسایی منابع نیترات باید به‌صورت محلی تعیین شوند. نتایج این تحقیق می‌تواند به تصمیم‌گیران در مدیریت کیفی منابع آب زیرزمینی کمک کند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی کارآیی مدل LSTM در پیش‌بینی دبی سیلاب در مناطق خشک (منطقه مورد مطالعه: حوزه فخرآباد یزد)</title>
      <link>https://www.iwrr.ir/article_236873.html</link>
      <description>در دهه‌های اخیر محققان برای پیش‌بینی سیل از روش‌های مختلفی از جمله شبکه‌های عصبی مصنوعی استفاده کرده‌اند. این شبکه‌ها چندین زیرمجموعه دارد. حافظه بلندمدت کوتاه‌مدت (LSTM) یک نسخه بهبود یافته از شبکه عصبی بازگشتی (RNN) است. یادگیری وابستگی‌های طولانی‌مدت برای شبکه‌های عصبی بازگشتی سنتی دشوار است. مدل LSTM با معرفی یک سلول حافظه که می‌تواند اطلاعات را برای مدت طولانی نگهداری کند، این مشکل را برطرف می‌کند. این شبکه‌ به عنوان یک روش کارآمد جهت پیش‌بینی سیل معرفی شده است. در این تحقیق مقادیر دبی متوسط ایستگاه‌های هیدرومتری باغستان و طزرجان و مقادیر بارش ایستگاه ده‌بالا در حوزه‌ی فخرآباد استان یزد در دوره ۱۳۷۰ تا ۱۳۹۸ مورد استفاده قرار گرفته است. در دوره آماری مورد مطالعه مقادیر مجموع بارش و دبی متوسط دارای روند کاهشی ملایم بودند. به منظور بررسی کارآیی مدل‌ LSTM در پیش‌بینی دبی، معیارهای ضریب تعیین (R2) و جذر میانگین مربعات خطا (RMSE) بین مقادیر دبی مشاهداتی و دبی پیش‌بینی شده توسط مدل LSTM در ایستگاه‌های باغستان و طزرجان در مقیاس روزانه و سری زمانی سه ماهه محاسبه شدند. نتایج نشان داد در بین مدل‌های مورد استفاده، مدل LSTM به کار رفته برای پیش‌بینی دبی روزانه ایستگاه طزرجان با R2 و RMSE به ترتیب ۷8/۰ و 43/0 از عملکرد بالاتری برخوردار است. به طور کلی نتایج نشان داد با توجه به پراکنش نامنظم بارش در مناطق خشک، مدل‌های LSTM در پیش‌بینی سیلاب در مناطق خشک دارای عملکرد نسبتا قابل قبولی می‌باشند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>مدل‌سازی و بررسی پیش‌بینی شوری آب زیرزمینی دشت قزوین با رویکرد داده ‌محور و هوش مصنوعی</title>
      <link>https://www.iwrr.ir/article_236874.html</link>
      <description>در مطالعه حاضر که باهدف مدل‌سازی کیفیت آب‌های زیرزمینی انجام شد، روشی برای محاسبه ساختار فضایی داده‌ها در فرآیند مدل‌سازی پیشنهادشده است. این روش فاصله بین نقاط مشاهده و نقطه تخمین را به‌عنوان یکی از ورودی‌های مدل در برمی‌گیرد. مدل‌های GBR، GPR، KNN، MLP، SVMو RF مورداستفاده قرار گرفتند و مدل‌ها با استفاده از داده‌های کیفیت آب زیرزمینی به‌دست‌آمده به ترتیب از ۳۰۵۸ چاه برای ۴ چاه مشاهده‌ای نزدیک به هدف، ۲۷۲۴ چاه برای ۵ چاه مشاهده‌ای نزدیک به هدف، ۲۰۸۰ چاه برای ۶ چاه مشاهده‌ای نزدیک به هدف، ۱۳۶۴ چاه برای ۷ چاه مشاهده‌ای نزدیک به هدف و درنهایت از ۶۳۱ چاه برای ۸ چاه مشاهده‌ای نزدیک به هدف در منطقه‌ای در کل استان قزوین در شمال غرب ایران آموزش و آزمایش شدند دو مجموعه داده مجزا شامل اطلاعات ۶ ماهه اول سال و ۶ ماهه دوم سال استفاده شد. میانگین خطا MAE ,(R-squared)و ضریب اصلاح پیرسون و RMSE برای مدل‌هایی با چهار، پنج، شش، هفت و هشت چاه همسایه نشان‌دهنده عملکرد رضایت‌بخش مدل جنگل تصادفی بود. این مدل در هر دو مرحله آموزش و آزمون عملکرد بسیار خوبی داشته و کم‌ترین خطا و بالاترین همبستگی را نشان می‌دهد. اگرچه پیچیدگی و زمان اجرای این مدل ممکن است بیش‌تر باشد، اما دقت بالای آن این معایب را جبران می‌کند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>ارزیابی عملکرد مدل یادگیری ماشین تقویت گرادیان شدید در پیش‌بینی زمانی ارتفاع بارش با هدف بهبود دقت تخمین بارش در مناطق بدون داده</title>
      <link>https://www.iwrr.ir/article_237727.html</link>
      <description>تخمین ارتفاع بارش در مناطق فاقد اندازه‌گیری میدانی،‌ به دلیل کاربرد وسیع آن در موضوعات مرتبط با مدیریت منابع آب، اهمیت فراوانی دارد. در این پژوهش، کارایی الگوریتم یادگیری ماشین تقویت گرادیان شدید (XGBoost) برای پیش‌بینی ارتفاع بارش در افق‌های پیش‌بینی کوتاه‌مدت، از مقیاس روزانه تا میانگین هفت‌روزه در حوضه آبریز کرخه ارزیابی شده است. برای این منظور، از داده‌های سه‌ساعته بارش، دمای هوا و رطوبت نسبیِ ثبت‌شده در ایستگاه‌های سینوپتیک حوضه در بازه زمانی دی‌ماه 1379 تا بهمن‌ماه 1402 استفاده شد. سپس مراحل پیش‌پردازش داده شامل تکمیل داده‌های ثبت نشده توسط ایستگاه‌ها، تبدیل داده‌های سه ساعته‌ی بارش، رطوبت نسبی و دمای هوای به روزانه، و حذف داده‌های پرت انجام شد. همچنین برای لحاظ کردن اثر تاریخچه‌ی بارش، رطوبت نسبی و دمای هوا در پیش‌بینی بارش روز جاری، وقفه‌های زمانی یک تا هفت روز گذشته به داده‌ها اعمال شد و در قالب هفت سناریوی مختلف، این داده‌ها به‌عنوان ورودی‌های مدل یادگیری ماشین آماده شدند. نتایج بخش آزمون نشان داد که دقت پیش‌بینی مدل با استفاده‌ی هر چه بیشتر از اطلاعات تاریخی افزایش می‌یابد؛ به‌طوری‌که در سناریوی هفت روزه، مدل با مقدار R2=0.93، RMSE=0.41 میلی‌متر و MAE=0.19 میلی‌متر نسبت به سناریوی یک روزه با شاخص‌های R2=0.46، RMSE=1.13 میلی‌متر و MAE=0.61 میلی‌متر عملکرد دقیق‌تری در پیش‌بینی زمانی بارش‌ها نشان داد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>سنجش کیفیت آب زیرزمینی برای مصارف شرب و کشاورزی با روش های زمین آمار (مطالعه موردی: دشت تبریز)</title>
      <link>https://www.iwrr.ir/article_231762.html</link>
      <description>آب‌های زیرزمینی از منابع اصلی تأمین آب در مناطق خشک و نیمه‌خشک می‌باشند که افت کیفیت آن‌ می‌تواند تهدیدی جدی برای جامعه باشد. بنابراین، استفاده از نقشه‌های آلودگی ابزاری مؤثر در مدیریت منابع آب محسوب می‌شود. دشت تبریز به‌عنوان منطقه‌ای نیمه‌خشک در سال‌های اخیر با کاهش کیفیت آب‌زیرزمینی مواجه بوده است. در این پژوهش، داده‌های 41 چاه طی دوره 15 ساله (1386‌تا‌1400) از سازمان آب منطقه‌ای آذربایجان شرقی گردآوری و کیفیت آب با شاخص کیفیت آب شرب (WQI) ، کشاورزی (IWQI)و روش‌های زمین‌آماری (کریجینگ و IDW) در محیط ArcGIS تحلیل شد. نتایج WQI نشان داد مقادیر آن در فصل تر بین 23/119 تا 24/761 و در فصل خشک بین 70/101 تا 89/747 متغیر بوده که بیانگر کیفیت ضعیف تا غیرقابل شرب است. مقادیر IWQIنیز در فصل تر بین 79/22 تا 32/71 و در فصل خشک 85/22 تا 40/75 بوده که آب را در محدودیت شدید تا کم برای کشاورزی قرار می‌دهد. مقایسه فصلی بیانگر بهبود 44/4 درصدی کیفیت آب شرب و 86/1 درصدی کیفیت آب کشاورزی در فصل خشک نسبت به تر است. تحلیل‌های انجام شده با AqQA نشان داد رخساره غالب آب‌زیرزمینی سدیم-کلراید (Na-Cl) بوده که نقش اصلی در افت کیفیت دارند. بررسی دیاگرام ویلکاکس نیز نشان داد اغلب نمونه‌ها در هر دو فصل در گروه با شوری و سدیم بالا قرار گرفته و برای کشاورزی نامناسب‌اند. نقشه‌های پهنه‌بندی نشان داد بیشترین آلودگی در جنوب‌غرب و شمال‌شرق آبخوان متمرکز است. در نهایت، مدیریت بهینه مصارف، پایش مستمر کیفیت و کاهش شوری اراضی به‌عنوان راهکارهای بهبود کیفیت آب پیشنهاد می‌شود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>ارزیابی شکاف حکمرانی داده‌محور در مدیریت آب کشاورزی ایران با رویکرد شاخص OURdata</title>
      <link>https://www.iwrr.ir/article_235453.html</link>
      <description>در شرایطی که بحران آب به یکی از چالش‌های راهبردی ایران در بخش کشاورزی تبدیل شده، استقرار حکمرانی داده‌محور می‌تواند نقش کلیدی در ارتقای بهره‌وری و تصمیم‌گیری آگاهانه ایفا کند. این پژوهش با هدف شناسایی شکاف‌ها، چالش‌ها و راهکارهای پیاده‌سازی حکمرانی داده‌محور در مدیریت آب کشاورزی ایران انجام شده است. با بهره‌گیری از چارچوب شاخص OURdata سازمان OECD و طراحی پرسشنامه‌ای ساختاریافته در سه بُعد دسترسی، داده‌های قابل استفاده و حمایت دولت از بازآفرینی ارزش، نظر 55 کارشناس و سیاست‌گذار ملی در حوزه آب و کشاورزی گردآوری و تحلیل شد. یافته‌ها نشان داد که وضعیت کنونی حکمرانی داده در ایران با استانداردهای مطلوب فاصله دارد و شکاف‌هایی نظیر نبود چارچوب قانونی مشخص، وجود ناهماهنگی بین‌سازمانی، ضعف در یکپارچه‌سازی سامانه‌های اطلاعاتی، و مشارکت محدود ذی‌نفعان در فرآیندهای داده‌ای به‌چشم می‌خورد. در پاسخ به این چالش‌ها، مجموعه‌ای از راهکارهای ساختاری، فناورانه و نهادی پیشنهاد شد؛ از جمله طراحی سامانه ملی داده باز، توسعه زیرساخت‌های ابری، تدوین مقررات شفاف برای داده‌باز، و نهادینه‌سازی فرهنگ داده‌محور در سازمان‌های اجرایی. این پژوهش با ارائه تصویری نظام‌مند از موانع موجود و مسیرهای اصلاحی، می‌تواند به‌عنوان گام اولیه‌ای در تدوین نقشه راه حکمرانی داده‌محور و تقویت تاب‌آوری نظام مدیریت آب کشاورزی در ایران مورد استفاده سیاست‌گذاران قرار گیرد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل حساسیت مدل هیدرولوژیکی بزرگ مقیاس VIC-3L در حوزه آبخیز قره&amp;rlm;سو</title>
      <link>https://www.iwrr.ir/article_235627.html</link>
      <description>مدل‌سازی هیدرولوژیکی با استفاده از مدل‌های نیمه‌توزیعی همچون VIC-3L که دارای ساختار سه‌لایه خاک و توانایی شبیه‌سازی فرآیندهای تبخیر-تعرق، نفوذ و رواناب سطحی هستند، رویکردی کارآمد برای تحلیل رفتار هیدرولوژیکی حوضه‌های آبخیز در مقیاس‌های مختلف فراهم می‌آورد. در این پژوهش، کارایی مدل VIC-3L در بازسازی جریان روزانه و مؤلفه‌های بیلان آبی حوضه کوهستانی قره‌سو واقع در استان کرمانشاه (به مساحت 5534 کیلومتر مربع) با شرایط اقلیمی نیمه‌خشک و پیچیدگی توپوگرافی بالا، با بهره‌گیری از داده‌های هیدرواقلیمی دوره 2008-1993 و مدل روندیابی Route مورد ارزیابی قرار گرفت.براساس معیارهای آماری ضریب تبیین و ضریب کارایی ناش-ساتکلیف که به‌ترتیب در دوره واسنجی برابر 75/0 و 73/0 و در دوره صحت‌سنجی 72/0 و 74/0 به‌دست آمدند، مدل توانایی قابل قبولی در بازتولید هیدروگراف‌های روزانه از خود نشان داد. به‌منظور تعیین پارامترهای تأثیرگذار بر دقت شبیه‌سازی، تحلیل حساسیت به روش یک‌پارامتر در هر مرحله (OAT) در دو مرحله پیش و پس از واسنجی اعمال گردید. از مجموع 30 پارامتر مورد آزمون، 11 پارامتر به‌عنوان متغیرهای حساس شناسایی شدند که عمدتاً شامل ضریب منحنی نفوذ متغیر، ضریب جریان زیرسطحی، حداکثر دبی پایه، کسر رطوبت خاک و عمق لایه‌های مختلف خاک بودند. یافته‌ها نشان داد پارامترهای مرتبط با رفتار زیرسطحی خاک با نسبت حساسیت 85/0 تا 95/0 بیشترین تأثیر را در شبیه‌سازی رواناب و جریان پایه داشته‌اند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>چشم انداز نوین مدل‌های مبتنی بر یادگیری گروهی به منظور شبیه‌سازی کیفیت و تراز سطح آب زیرزمینی</title>
      <link>https://www.iwrr.ir/article_237502.html</link>
      <description>برداشت بیش از حد از منابع آب‌زیرزمینی منجر به عدم تعادل کمی و کیفی قابل توجهی در اکثر آبخوان‌های ایران شده است. افزایش جمعیت و محدودیت منابع آب‌سطحی، نقش آب‌زیرزمینی را برای تأمین نیازهای شرب، کشاورزی و صنعت به مراتب پررنگ‌تر کرده است. لذا پایش و شبیه‌سازی تراز و کیفیت آب‌زیرزمینی برای مدیریت پایدار آبخوان‌ها ضروری است. دشت‌قزوین به عنوان یکی از قطب‌های کشاورزی کشور و همچنین وابستگی شدید به منابع آب‌زیرزمینی، به عنوان منطقه مورد‌ مطالعه انتخاب گردید. مدل‌های هوش‌مصنوعی به دلیل توانایی یادگیری الگوهای غیرخطی پیچیده و عدم نیاز به شناخت کامل از فرآیندهای فیزیکی آبخوان، رویکردی کارآمد برای پیش‌بینی و شبیه‌سازی ارائه می‌دهند. هدف از این پژوهش، شبیه‌سازی کیفیت و تراز سطح آب‌زیرزمینی دشت&amp;amp;lrm;قزوین با استفاده از سه مدل‌ مبتنی بر یادگیری گروهی (RF، XGBoost و GBR) و یک مدل مبتنی بر نمونه (KNN) تعیین گردید. با مقایسه عملکرد مدل‌ها (معیار‌های ارزیابی، نمودار‌های پراکندگی، سری‌زمانی، اهمیت ویژگی‌ها، تیلور، جعبه‌ای و رادار) نتایج نشان دادند که مدل‌های مبتنی بر یادگیری گروهی (RF، XGBoost و GBR) با NSE و R&amp;amp;sup2; حدود 996/0 و شناسایی دقیق رابطه محوری میان داده‌ها، بهترین عملکرد را در شبیه‌سازی کیفیت و تراز آب‌زیرزمینی در مقایسه با مدل KNN از خود نشان دادند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>واکاوی چالش‌ها و ارائه راهکارهای سیاستی در بحران حکمرانی آب (مطالعه موردی: استان خراسان جنوبی)</title>
      <link>https://www.iwrr.ir/article_237725.html</link>
      <description>بحران آب در مناطق خشک ایران، اگرچه تحت‌تأثیر تغییر اقلیم است، اما شواهد نشان می‌دهد که ماهیتی عمدتاً حکمرانی‌محور دارد. پژوهش حاضر با هدف واکاوی آسیب‌های ساختاری نظام مدیریت آب در استان خراسان جنوبی و تدوین نقشه راه سیاستی انجام شده است. روش‌شناسی پژوهش مبتنی بر رویکرد ترکیبی (Mixed-Methods) است؛ ابتدا وضعیت تنش آبی با تحلیل روند داده‌های ۳۰ساله اقلیمی و هیدرولوژیکی تبیین شد و سپس با بهره‌گیری از مدل تلفیقی AHP-TOPSIS و تحلیل شبکه اجتماعی (SNA)، چالش‌ها ریشه‌یابی و راهکارها اولویت‌بندی گردیدند. یافته‌ها حاکی از آن است که ناترازی شدید آبخوان‌ها بیش از آنکه تابع افت نزولات جوی باشد، محصول &amp;amp;laquo;تمرکزگرایی دولتی&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;تضاد منافع سازمانی&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;غفلت از مدیریت تقاضا&amp;amp;raquo; است. بر اساس خروجی مدل TOPSIS، از میان راهکارهای پیشنهادی، &amp;amp;ldquo;ایجاد سامانه ملی داده‌های آب&amp;amp;rdquo; (C^*=0.812)، &amp;amp;ldquo;اصلاح الگوی کشت و توسعه گلخانه‌ها&amp;amp;rdquo; (C^*=0.786) و &amp;amp;ldquo;مسدودسازی چاه‌های غیرمجاز و نصب کنتورهای هوشمند&amp;amp;rdquo; (C^*=0.741) در اولویت‌های اجرایی نخست قرار گرفتند. تحلیل SNA نیز با تأیید ساختار تصمیم‌گیری تک‌قطبی و دولت‌محور، نشان داد که گذار به پایداری مستلزم تغییر پارادایم از &amp;amp;laquo;مدیریت سازه‌ای و متمرکز&amp;amp;raquo; به &amp;amp;laquo;حکمرانی شبکه‌ای، مشارکتی و داده‌محور&amp;amp;raquo; است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل چندسطحی حکمرانی آب شهری تهران با رویکرد منطق‌های نهادی</title>
      <link>https://www.iwrr.ir/article_238177.html</link>
      <description>در دهه‌های اخیر، حکمرانی آب شهری با دگرگونی‌هایی بنیادین در ابعاد اجتماعی، نهادی، محیط‌زیستی و مدیریتی مواجه شده است. افزایش پیچیدگی ساختارهای نهادی، تضاد میان ارزش‌ها و اهداف ذی‌نفعان، و ناکارآمدی رویکردهای سلسله‌مراتبی و صرفاً فنی، نظام سنتی مدیریت آب را در کلان‌شهرهایی چون تهران به چالش کشیده است. در چنین بستری، حکمرانی پایدار منابع آب نه یک مسئله صرفاً مدیریتی، بلکه چالشی عمیقاً نهادی، گفتمانی و چندمنطقی است. با توجه به ناتوانی مدل‌های رایج در پاسخ‌گویی به این پیچیدگی‌ها، پژوهش حاضر تلاش می‌کند تا با بهره‌گیری از نظریه منطق‌های نهادی، جامعه‌شناسی نهادی و ادبیات گذار به پایداری، چارچوبی تحلیلی برای تبیین حکمرانی آب شهری ارائه دهد. این چارچوب، تعامل میان ساختارهای اجتماعی و کنش‌های نهادی را در چهار سطح راهبردی، تاکتیکی، عملیاتی و بازتابی تحلیل می‌کند و نقش منطق‌های نهادی گوناگون هیدرولیکی، بازارمحور و حساس به آب در شکل‌گیری سیاست‌ها، تصمیم‌گیری‌ها و تعارضات میان ذی‌نفعان را مورد بررسی قرار می‌دهد. این مطالعه، ضمن تبیین شکاف‌های مفهومی موجود، بر لزوم بازاندیشی در الگوهای تصمیم‌سازی، یکپارچه‌سازی منطق‌های نهادی متعارض، و طراحی سیاست‌های تطبیقی و چندذی‌نفعی در بستر شهری تأکید دارد. هدف نهایی، فراهم‌سازی مبنایی نظری و کاربردی برای گذار به حکمرانی منعطف، مشارکتی و پایدار در مدیریت آب شهر تهران است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تدوین سناریوهای تاب‌آور مدیریت رواناب سطحی شهری با در نظر گرفتن عدم قطعیت گرفتگی کانال‌ها</title>
      <link>https://www.iwrr.ir/article_241172.html</link>
      <description>این مقاله چارچوبی برای طراحی سامانه تاب‌آور و استوار جمع‌آوری رواناب‌ سطحی شهری با در نظر گرفتن عدم قطعیت گرفتگی در گلوگاه‌های شبکه ارائه می‌دهد. بدین منظور، یک مدل تلفیقی شبیه‌سازی- بهینه‌سازی چندهدفه با متغیرهای تصمیم نوع و مساحت تحت اجرای راهکارهای طبیعی کنترل سیلاب توسعه داده می‌شود. اهداف این مسأله، بیشینه‌سازی تاب‌آوری اکولوژیکی، کمینه‌سازی خسارت سیلاب و کمینه‌سازی هزینه سناریوهای مدیریتی هستند. مدلسازی عدم قطعیت گرفتگی هیدرولیکی با شناسایی عوامل مؤثر بر ایجاد گرفتگی و استفاده از مفهوم منطق فازی صورت می‌گیرد. به منظور انتخاب گزینه استوار در برابر عدم قطعیت مربوط به گرفتگی کانال‌ها، از رویکرد تصمیم‌گیری شکاف اطلاعاتی استفاده می‌شود. کارایی این چارچوب با به کارگیری آن در زیرحوضه شرقی سامانه جمع‌آوری رواناب سطحی شهر تهران ارزیابی می‌شود. طبق نتایج تحلیل حساسیت، دو متغیر دبی اوج سیلاب و زمان رخداد آن حساسیت زیادی به عدم قطعیت گرفتگی کانال‌ها دارند. از بین سناریوی نامغلوب ، گزینه‌ای که تحت تأثیر بازه گسترده‌تری از عدم قطعیت‌ها، آستانه مطلوبیت عملکرد را تأمین نماید، به عنوان گزینه استوار انتخاب می‌شود. بر پایه نتایج، سناریوی مدیریتی استوار با هزینه ۰.۸۴میلیون دلار می‌تواند بهبود ۳۷ درصدی تاب‌آوری را موجب شود و در صورت رخداد گرفتگی، خسارت را تا ۲۰ درصد کاهش دهد. یافته‌های این پژوهش نشان می‌دهد که گرفتگی، به‌عنوان یکی از منابع مهم عدم‌قطعیت‌ در شبکه، قادر است عملکرد سامانه را به‌طور معناداری مختل کند. بنابراین، لازم است تصمیم گیرندگان در مدیریت رواناب سطحی شهری آن را در نظر گیرند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>ارزش‌گذاری اقتصادی آب محصولات زراعی منتخب در طرح جامع الگوی کشت در شهرستان دهلران</title>
      <link>https://www.iwrr.ir/article_242065.html</link>
      <description>استفاده بهینه از منابع آب به‌عنوان یکی از اهداف مهم طرح جامع الگوی کشت، به ارزش‌گذاری اقتصادی آبِ محصولات مندرج در طرح جامع الگوی کشت در جهت اصلاح سیاست‌های قیمت‌گذاری در حوزه منابع آب در بخش کشاورزی اهمیت ویژه‌ای می‌بخشد. در این مطالعه، با بهره‌گیری از داده‌های میدانی جمع‌آوری‌شده از طریق مصاحبه با 100 کشاورز منطقه در قالب نمونه‌گیری طبقه‌بندی‌شده در سال زراعی ۱۴۰۳&amp;amp;ndash;۱۴۰۲، ارزش اقتصادی آب برای محصولات گندم، کلزا، جو، هندوانه و سیب‌زمینی با استفاده از روش‌های پارامتری و توابع تولید شامل توابع تولید خطی، ترانسلوگ و ترنسدنتال، محاسبه شد. باتوجه‌به آزمون‌های اقتصادسنجی و آزمون فروض کلاسیک تابع تولید ترانسلوگ به‌عنوان تابع برتر شناخته شد. نتایج نشان داد ارزش اقتصادی آب برای هرکدام از محصولات مذکور به ترتیب 26799، 44525، 21926، 39461 و 40756 ریال است که نسبت به آب‌بهای پرداختی توسط کشاورزان در شهرستان دهلران اختلاف محسوس و قابل‌توجهی دارد. نتایج به‌دست‌آمده، لزوم اصلاح سیاست‌های قیمت‌گذاری در حوزه منابع آب در بخش کشاورزی شامل افزایش تدریجی آب‌بهای پرداختی توسط کشاورزان و نزدیک‌شدن قیمت آب به ارزش اقتصادی آن به‌منظور تقویت طرح جامع الگوی کشت و استفاده بهینه از آب در بخش کشاورزی را نشان می‌دهد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>ارزیابی ظرفیت کاهش فشار بر منابع آب زیرزمینی از طریق توسعه نیروگاه‌های خورشیدی در زمین‌های کشاورزی کم‌بهره‌ به عنوان راهبردی نو در هم‌بست آب-انرژی-کشاورزی</title>
      <link>https://www.iwrr.ir/article_242067.html</link>
      <description>افت تراز آبخوان‌ها در پی برداشت بیش از تجدیدپذیری، مسئله‌ فراگیر دشت‌های ایران است. با توجه به سهم بخش کشاورزی در استفاده از منابع آب زیرزمینی، لازم است تمرکز ویژه‌ای بر کاهش برداشت این بخش صورت گیرد. در کنار آب، ناترازی برق نیز مسئله دیگر است. شناخت ارتباط میان سیستم‌های آب-انرژی-کشاورزی و پیوستگی بین آنها که به عنوان هم‌بست شناخته می‌شود، فرصت تغییر مؤثر حکمرانی مرتبط با توسعه در کشور را فراهم می‌آورد. این پژوهش با نگاه جدید به روابط تعریف شده در هم‌بست آب-انرژی-کشاورزی در نظر دارد تا ظرفیت کاهش فشار بر منابع آبی از طریق به اشتراک گذاشتن زمین کشاورزی برای توسعه نیروگاه‌های خورشیدی را ارزیابی نماید. نتایج برآوردها نشان می‌دهد می‌توان در تقارن زمانی به وجود آمده میان این دو مسئله، ارزش فعلی آب برای تولید و سپس فروش محصول کشاورزی را با ایجاد منافع جدید حاصل از تولید برق سبز جایگزین کرد. به عبارت دیگر از منظر اقتصادی درآمد حاصل از فروش برق خورشیدی تولید شده در زمین‌های کشاورزی کم‌بهره‌ می‌تواند با درآمد حاصل از فعالیت کشت محصول و فروش آن جایگزین شود. با این حال باید تأکید کرد این مقاله در گام اول سعی دارد تا بررسی نماید اصلا طرح این ایده از نظر اقتصادی قابل توجیه است یا خیر؟ بنابراین در گام‌های بعدی تحقیقاتی باید ابعاد دیگر اجرایی آن از جمله چالش‌های اجتماعی و نهادی بررسی گردد تا ضمن شناخت مسیر تغییر، با اتخاذ سیاست‌های تشویقی و تنبیهی لازم این جریان به سمت دستیابی به هدف کاهش فشار بر منابع آبی هدایت شود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>مروری بر گفتمان ناهمگون کشور در مورد اثربخشی سامانه‌های آبیاری تحت فشار: واکنش‌های سیاستی به بحران آب</title>
      <link>https://www.iwrr.ir/article_228085.html</link>
      <description>نقش آفرینی توسعه سامانه‌های آبیاری تحت فشار (ساتف) در سیاست‌گذاری‌های کشور با هدف مدیریت بهتر آب در مزرعه آغاز و در ادامه، به اهدافی در مقیاس حوضه‌آبریز، مانند جبران تراز منفی سفره‌های آب زیرزمینی ارتقاء می‌یابد. مقاله حاضر تلاش نموده تا گفتمان صورت گرفته در این خصوص را از جانب دولت، مجلس شورای اسلامی و نهاهای پژوهشی دستگاه‌های ذی‌ربط و انعکاس آنها را در سیاست‌گذاری‌های مربوط دنبال کند. مرور آن نشان داد که انتظارات از این سامانه‌ها بدلیل عدم ارزیابی جامع فنی و اقتصادی واقع‌بینانه نبوده است. عدم تمایز مفاهیم "مصرف از برداشت" و "مقیاس مزرعه و حوضه آبریز" از مشکلات اصلی بوده که تبعات آن متوجه مفهوم "بهره‌وری آب" نیز شده است. مرکز بررسی‌های راهبردی ریاست جمهوری، مرکز پژوهش‌های مجلس شورای اسلامی و موسسات تحقیقاتی برخی دستگاه‌های اجرایی نیز ارزیابی‌هایی از ساتف داشته‌اند که کاملا با مسیری که مجلس و دولت دنبال کرده تفاوت داشته است. واقعیتی که گویای عدم اثرگذاری خرد این مراکز بر قوانین و برنامه‌ریزی‌های مربوط می‌باشد. این تجربه نشان داد که مدیریت بحران آب و محیط زیست با چه چالش‌هایی مواجه است. متاثر از اقتصاد سیاسی کشور، فرصت‌هایی فراهم می‌آید که اصل بحران را به زیر سایه خود می‌آ‌ورند و تهدیدهایی را شکل می‌دهند که حتی بحران را تشدید می‌کنند. نهایتا اینکه، وضعیت بگونه‌ای رقم خورده که ساتف بجای اینکه بستری برای حصول به اهداف باشد، خود تبدیل به هدف گردید.</description>
    </item>
    <item>
      <title>فراتحلیل عملکرد آبیاری قطره‌ای زیرسطحی در مقایسه با سایر روش‌های آبیاری</title>
      <link>https://www.iwrr.ir/article_232943.html</link>
      <description>در مناطق با اقلیم خشک و نیمه‌خشک به دلیل تابش شدید آفتاب، تبخیر آب از سطح خاک عمده‌ترین بخش تلفات آب در سیستم‌های آبیاری سطحی است و آبیاری زیرسطحی به عنوان یکی از راهکارهای حذف تلفات تبخیر سطحی مزرعه در این شرایط ارایه شده است. با توجه به گستردگی مطالعات تحقیقاتی در خصوص تاثیر آبیاری قطره‌ای زیرسطحی بر عملکرد محصول و بهره‌وری آب کشاورزی، در این مطالعه، تحلیل آماری-مروری در قالب فراتحلیل عملکرد آبیاری قطره‌ای زیرسطحی انجام شد. به این منظور مطابق با پروتوکل PRISMA، از بین مطالعات موجود در بانک اطلاعاتی، 42 مطالعه انتخاب و ارزیابی شد. با توجه به نتایج این مطالعه، اندازه اثر به دست آمده در خصوص مقایسه عملکرد محصول و بهره‌وری آب کشاورزی در آبیاری قطره‌ای زیرسطحی نسبت به سایر روش‌های آبیاری مثبت و از نظر آماری در سطح 5 درصد معنی‌دار بود. همچنین اثربخشی آبیاری قطره‌‌ای زیرسطحی بر بهبود عملکرد محصول و بهره‌وری آب کشاورزی به ترتیب متوسط (5/0) و قوی (25/1) برآورد شد. اثربخشی آبیاری قطره‌ای زیرسطحی در افزایش عملکرد محصول نسبت به آبیاری سطحی کم بود (298/0) و بر اساس فاصله اطمینان به دست آمده معادل ]474/0,- 07/1 [معنی‌دار نبود. اندازه اثر کلی بر بهره‌وری آب کشاورزی در مقایسه آبیاری قطره‌ای زیرسطحی نسبت به آبیاری قطره‌ای سطحی و آبیاری سطحی به ترتیب 31/1و 25/1 بود که بیانگر قوی بودن اثر آبیاری قطره‌ای زیرسطحی بر افزایش بهره‌وری آب کشاورزی بوده است و فاصله اطمینان تعیین شده نیز حاکی از معنی‌دار بودن این اندازه اثر است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>مدل‌سازی مکانی فرونشست زمین در دشت ورامین با استفاده از نرم افزار LiCSBAS و مدل جنگل تصادفی</title>
      <link>https://www.iwrr.ir/article_242721.html</link>
      <description>در سال‌های اخیر دشت ورامین با فرونشست زمین مواجه شده است. این پژوهش با هدف پیش‌بینی و بررسی تأثیر عوامل هیدروژئولوژیک بر فرونشست با استفاده از الگوریتم جنگل‌ تصادفی انجام شده است. بدین منظور نرخ فرونشست سال‌های ۱۴۰۳-۱۳۹۳ با استفاده از نرم‌افزار LiCSBAS  و تصاویر ماهواره Sentinel-1 محاسبه شد. بیش‌ترین نرخ فرونشست ۱۰ سال، ۹۵۵ میلی‌متر طی در بخش جنوبی دشت رخ داده است. عمق سنگ‌کف، افت سطح و عمق آب زیرزمینی، درصد رس، برداشت از چاه‌ها و فاصله از گسل و رودخانه به‌عنوان ورودی مدل انتخاب شدند. نوآوری پژوهش، تلفیق هدفمند نتایج  LiCSBAS با جنگل تصادفی به منظور پیش‌بینی فرونشست و کمی‌سازی اهمیت عوامل هیدروژئولوژیک است. ضریب تعیین ۹۵/. و اعتبارسنجی متقابل، بیان‌گر اعتبار بالای مدل است. نرخ فرونشست و اعتبار مدل با مطالعات گذشته هم‌خوانی دارد. شاخص جینی، عمق سنگ‌کف را با ۲۷/۵% کاهش ناخالصی، مهم‌ترین پارامتر تأثیرگذار معرفی کرد. عمق سطح آب زیرزمینی و افت سطح ایستابی در رتبه‌های بعدی قرار گرفتند. برای ۱۰ سال آینده بیشینه فرونشست ۷۵۶/۶ میلی‌متر پیش‌بینی شد. نتایج نشان می‌دهد افت آب زیرزمینی تنهایی منجر به فرونشست نمی‌شود و عمق سنگ‌کف و نوع رسوبات نقش تعیین کننده دارند. کارایی رویکرد یکپارچه LiCSBAS و جنگل تصادفی در محاسبه، پیش‌بینی و شناسایی عوامل مؤثر بر فرونشست نیز تأیید شد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>دیالکتیک آب و اجتماع: رصدخانه حکمرانی آب به‌مثابه موتور محرک شفافیت، اجماع‌سازی و تولید خرد جمعی</title>
      <link>https://www.iwrr.ir/article_242778.html</link>
      <description>داده‌ها، اطلاعات، دانش و خرد درباره منابع آب زیرزمینی و زمینه‌های طبیعی و اجتماعی آن‌ها، زیربنای مدیریت مؤثر این منابع هستند. با وجود پیشرفت‌های فناورانه، سامانه‌های پایش سنتی آب عمدتاً به داده‌های فنی محدود می‌شوند و ابعاد اجتماعی-اقتصادی را نادیده می‌گیرند. این مقاله با معرفی چارچوب «رصدخانه حکمرانی آب»، راهکاری نوین برای پر کردن فاصله بین داده تا دانش و خرد در شناسایی مسائل توسط ذینفعان ارائه می‌دهد. هدف، طراحی سیستمی پویا است که با تلفیق سه رکن اصلی شفافیت از طریق مشارکت گسترده، انعطاف‌پذیری در مواجهه با مسائل چندلایه و قابلیت تطبیق با تغییرات محیطی-اجتماعی، به کشف نظام‌مند مسائل و تدوین دستورکارهای عملیاتی کمک می‌کند. رصدخانه با تبدیل داده‌ها به دانش معنادار و ایجاد فضای گفت‌وگوی تضادمحور، زمینه اجتماعی‌شدن آب، اجماع‌سازی و اجرای راهکارهای پایدار را فراهم می‌سازد. خروجی این نظام در شش دستورکار عملی شامل تولید داده جدید، توسعه مدل‌های تحلیلی، تقویت شناخت سیستمی، اصلاح یا طراحی فرایندها و تداوم اقدامات اثربخش دسته‌بندی می‌شود. این پژوهش بر ضرورت گذار از حکمرانی «فنی‌محور» به «اجتماعی-تکوینی» و اهمیت مشارکت انتقادی ذینفعان و تحلیل فرایندهای محلی در کشف راه‌حل‌های بومی تأکید دارد و چارچوب رصدخانه را بر سه اصل مسئله‌شناسی اجتماعی آب، تکامل داده تا دانش، و ارتقای عرصه عمومی استوار می‌داند.</description>
    </item>
  </channel>
</rss>
